حشره ی حشری , افسانه ی دم پری
سهم مساوی!
سهم مساوی!
...
همزمان با زری، پری چندبار ارگاسم شده البته بی اختیار و فقط در اثر لمس بدن حشری، و بدون اینکه به آلت خودش دست بزند؛ اما حالا میخواهد لذت بیشتری ببرد؛ پس برمیخیزد و روی دو زانویش مینشیند و دم حشری کوچولو را وسط دو ران خودش قرار میدهد و بین آنها به دم پسرک حشره ای کمی فشار می آورد؛ کم کم این دم را به لای آلت خودش میمالد و بوسیله ی چوچوله ی خودش با نوک دمب حشری بازی بازی میکند؛ اما شرایط و وضعیت قرارگیری جوری ست که پری واقعا نمیتواند دم پسرک را در کوص خودش فرو ببرد؛ پس فقط با آلت و رانهایش به این دمب فشارهای متناوب می آورد؛ و با کف دو تا از دستانش کفل های بچه را مالش میدهد و با انگشتان همین دو دست داخل سوراخ کون پسرک فرو میکند تا انزال او را سرعت بخشد؛ با دو دست دیگرش نیز از دو طرف کمر زری عبور میدهد و پهلوها و شکم پسرک را مالش میدهد؛ زری هم بیکار ننشسته و پستانها و بازوان و زیربغل و سینه ی حشری را ماساژ میدهد که با پاشش آب کوسش لزج و لیز شده است؛ پسرک در خواب آه و ناله و گریه میکند و با چشمان بسته اشک میریزد؛ اما لذت زیادی میبرد که این وضعیت یک استراحت لذتبخش را رقم میزند...؛
بالاخره طاقت پری تمام میشود و زری که قدری ارضاء شده جایش را با پری عوض میکند و دوباره هردویشان همان عملیات را تکرار میکنند تا هردویشان بمیزان مساوی از حشری سهم ببرند؛ به این میگویند یک دوستی واقعی!
....